تبليغاتX
تارنگاشت تُرز
به تارنگاشت ترز خوش آمدید. تارنگاشت ترز روز خوشی را برای شما آرزو می کند. برای بهبود این تارنگاشت ما را از نظرات خود محروم نکنید. برای خواندن آخرین اخبار ایران و جهان به بخش اخبار ترز بروید. برای مشاهده ی عکس های گوناگون روز به بخش عکس های ترز بروید. برای ثبت آسان پیام به بخش پیام نگار ترز بروید. برای عضویت در انجمن ترز به بخش تالار گفتمان ترز بروید و ثبت نام کنید. برای دسترسی به مطالب بیش تر در آرشیو مطالب و یا آرشیو موضوعی جستجو کنید. با ما باشید
غیبت کبری!

   تُرز و این همه غیبت!

درود به دوستان نه چندان همیشگی ترز؛

فکر می کنم حدود ۳ یا ۴ ماه هست، که این تارنگاشت به روزرسانی نشده. که این مسأله حتماً موجب دلتنگی دوستان شده (!)، و همچنین تعجب از این که چرا این تارنگاشت به عنوان یکی از بهترین تارنگاشت های شهربابک برگزیده شده!

همه ی این حرف ها درست اما...

کمکم کن!

دوست عزیز؛ یا شاید همشهری؛

کاش می دونستی که تو این چند ماه چقدر مشغول بودم و چه کارهایی انجام داده م؛ کارهایی که وظیفه م نبوده. مثل: 

- برپایی گردهمایی «وبلاگ نویسان شهربابک»

-برنامه ریزی و تهیه ی «چشم انداز شرکت پیام آشتی»

- طراحی نرم افزار چندرسانه ای «شهربابک، سرزمین فیروزه فام»

- تهیه ی طرح کسب و کار «تجارت الکترونیکی صنایع دستی»

- شرکت در جشنواره ی «توانمندی های سازمان های مردم نهاد»

 - برنامه ریزی برای پروژه های «کفتر» و «دالون» و «فیروزه»

- مدیریت چند وبلاگ و وبسایت

- و ...

حالا خداوکیلی خودتون قضاوت کنید، آیا وقت برای سر خاروندن باقی می مونه؟مگه یه پسر 20ساله چقدر توانایی داره تا این همه کار و مسئولیت رو با هم انجام بده؟!حتی اگه تا حالا دوام آوردم و می بینید که دارم این مطلب رو هم می نویسم، دلیلی نداره جز خودباوری و پشتوانه ای خدایی! نمی خوام سرتون رو به درد بیارم، اگه تا اینجای متن رو خوندین، خودش خیلی کاره!

و اما اصل مطلب؛

کمکم کن!

این تارنگاشت با این آدرس از سال 8۴ تا حالا زنده مونده و هوادارانی پیدا کرده که هروقت به اینترنت وصل می شن حتماً یه سر به این وبلاگ می زنن، و هنوز که هنوزه گلایه می کنن که چرا این تارنگاشت به روزرسانی نمی شه؟ از طرفی همون طور که گفتم، مشغله ی کاری مجالی برای تارنگاری(وبلاگنویسی) باقی نمی ذاره.

حالا من از شما خواهش می کنم کمکم کنید و من رو راهنمایی کنید که با این تارنگاشت چکار کنم؟

در مدیریت این تارنگاشت از چه سیاستی استفاده کنم؟

وبلاگنویسی گروهی؟

تغییر موضوع؟

تغییر سرویس وبلاگ؟

ثبت دامنه ی جدید؟

تبدیل به فتوبلاگ؟

و یا: حذف وبلاگ!؟

خواهش می کنم با نظراتتون من رو از این سردرگمی رها کنید.

پیشاپیش از همدلی و همراهی شما سپاسگزارم.چشم به راه ایده های شما هستم، در پناه ایزد مهر پیروز و سربلند باشید...

+ نوشته شده در 87/09/16ساعت 22:14 توسط ترز |
دل نوشته هاي باربد2

درود؛

پيش از اين مطلبي با عنوان «دل نوشته هاي باربد» تو اين تارنگاشت منتشر شد. باربد يكي از فعال ترين خوانندگان اين تارنگاشت در زمينه ي ارسال نظر محسوب مي شه. پس از انتشار اين مطلب باربد با ثبت نظر جديد ابراز خرسندي كرده، متن نظر اينه:


راسنش جای دلخوري نيست و از كسی دلخور نشده ام. به هر راه از خوبي نظر شما نيز سپاسگزارم.
شاید دنیای مجازی برای دوسوی گفتگو ها این گونه برداشت ها را داشته باشد جای نگرانی نیست. راستش من از چند تا آدرس گوناگون نگاه كردم و نظرات نشان داده نشده بود و البته جای این يك پرسش بود كه چرا در برخی جاها نظرات نشان داده نمی شد..شاید این یك فن باشه!! شاید نه؟!!
:) سخت نباید گرفت
:)
البته شايد بهتر باشه خواننده گان و نظر دهنده گان هيچ انتظاري هم از نویسنده گان نداشته باشند . چون تهيه كننده گزارش خو د مي داند كه چه بهترهست و چي نيست.

ولي از ينكه نظرات پراكنده نوشته شده اند( و البته در تاریخ هایی جدا جدا! ) شايد بدليل اين بوده كه نظری بوده و نمي دانستم كجا نوشته بشود. ....فكر كنم نیاز دسته بندی مطالب و شابد هم تقسیم كار یكی از نیازهای باشد كه شاید اهل فن یواش یواش در اندیشه داشته باشند .

براي نمونه آدرس ايميل نویسنده براي هر وبلاگ نياز است و شايد جالب باشه اگر يك شخص بخواهد نظراتی كه می خواهد تنها براي خود نويسنده بفرستد در آن قسمت نوشته شود. و یا اینكه بپرسد كه آیا نظر داده شده نمایش داده شود و یا خیر..
در ضمن ممكنه كه من كم كم بازنشسته بشم! یعنی نتونم دیگه به این شكل اینجاها بنویسم چون كارهای زیادی دارم كه انجام بدم ولی شاید از وبلاگ ها تنها دیدن كنم اگر نظری نباشد دلیل بر نبودن همراهی نیست! همه را دوست داریم چون در فرهنگ سیمرغی و مهر و صفا را برگزیده ایم.
:-)

بدرود!

پنجشنبه 17 مرداد1387 ساعت: 12:47

+ نوشته شده در 87/05/21ساعت 8:36 توسط ترز |
دل نوشته های باربد

چند هفته ای بود که شخصی با امضای "باربد" نظرات جالبی تو این تارنگاشت ثبت می کرد. از اون جایی که این نظرات چندان منسجم نبودند و از طرفی اطلاعی از مرجع اون ها نداشتم، از انعکاس این نظرات خودداری کردم، اما وقتی داشتم نظرات رو بررسی می کردم دیدم این فرد محترم از دست ما دلخور شده و توقع انعکاس نظرات رو داشته. چون نوشته بود:

 

نظری كه داده بشه و به گونه ای سوری تنها خود آن نفر نویسنده نظر خواننده اش باشه! وبرای دیگران نتوانسته است نمایان شود كه روی آن گفتگو و تبادل اندیشه انجام شود آیا سودی در پی دارد؟ .... و دریافتم شوربختانه دیگر سخن گفتن معنی ندارد در جایی كه خریدار ندارد!

جمعه 21 تیر1387 ساعت: 15:35

من هم برای تشویق شما بینندگان عزیز و دلجویی از باربد، اون ها رو نمایش می دم. باربد عزیز قلم متفاوتی داره، زیبا و نه چندان شیوا! توجه شما رو به دل نوشته های باربد جلب می کنم و از ایشون و همه ی کسانی که این تارنگاشت رو از نظراتشون بهره مند می کنند سپاسگذاری می کنم:

 


درود بر شما! که در زمینه آگاهی دادن و نمایان کردن و در انگیزه کاربرد فناوری اطلاعات گامی نهاده اید. از آنجا که نقش ابنفورمیشن در دنیای امروز بسیار حیاتی است .بویژه در زمینه تصمیم گیری ! من خواننده(کاربر) نیاز دارم تا در مورد موضوع اینفورمیشن درست و جامع از آن چه در آن سامان داشته باشم تا بلکه در همه پرسی های آن سوی بابک زمین مانند همه شما( وبلاگرها و خواننده گان) همراه بوده و هم اندیشی کنیم. نخستین پرسش را من دارم شاید شما بیشتر .

1- چگونه امکانی را فراهم کرد که در جاهایی( مانند کتابخانه ها) امکان دسترسی به اینترنت برای تنها خواندن روزنامه ها و بلاگ های شهر در ساعاتی برای افرادی که امکان مالی فراهم آوردن اینترنت و جود داشته باشد.( برای شروع 7 ساعت در هفته روزی 1 ساعت)

2- ....

3- ....

یکشنبه 19 خرداد1387 ساعت: 12:42


مشكل اساسي بازار خرید و فروش در بابك زمين چيست؟

فرض كنيم كه در يك دهكده زندگي ميكنيم و اين دهكده يك مغازه دارد كه همه كارهاي خريد و فروش در اين دهكده در اين مغازه انجام مي شود. بنابراين فروشنده این چنین فروشگاهی بايد همه تنخواه را كه مردم خريدار هستند را فراهم آورد. شخص ديگري مي آيد و ميگه كه منهم مي خواهم مغازه داری كنم و مي توانم پس ميايد و همون كارهاي نفر پيشين را در راه اندازي مغازه پي ميگيرد. و .... كسان دیگر هم ...به همین گونه!

پس از سالها بازار دهكده شبيه نيمچه بازار شهر می ماند كه هر مغازه دار همه چيز دارد و سعی داره قيمت ها هم از همكاران كمتر نباشد .

چرا كه هر مغازه دار ناگزیر است كه براي فراهم آودن تنخواه به شهر هاي دگر سفر كند و چون به اندازه بايد و شايد تنخواههاي پيشین را با سود خوبی نتوانسته بفروشد ناچار است كه دست به دامن بنكداران شوند و به گونه اي نسيه تنخواه مورد خواست مشتران را فراهم كند و بياورد. و نسیه كه لابد با قيمت بالايی هم نرخ می گیرد. چون همه مغازه داران اين كار را مي كنند ناگزیر تنخواهها را بايد نسيه هم بدهند تا كار و كاسبي روان باشد و رونق داشته باشد.
اين يك روش سنتي خريد و فروش است!!!

آیا خرید و فروش در شهر ما سنتي نیست ؟

چه پيامدهایی اين بازار دارد؟

چه را كار هایی را پيشنهاد می دهید؟

پرسش هایی كه پرسش های دیگر را باز می پرسند... و این گونه همه پرسی هاست كه پاسخ های خوبی را به بار می نشانند.....

شما مي توانيد حدس بزنيد.

پنجشنبه 13 تیر1387 ساعت: 3:20


 نشریات ومطبوعات در بیان مطالب آزادند(اصل 24 قانون اساسی ایران)

 

جمعه 14 تیر1387 ساعت: 1:28


+ نوشته شده در 87/05/13ساعت 4:27 توسط ترز |
فراخوان

(ادامه ي مطلب را بخوانيد ...)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/05/10ساعت 4:50 توسط ترز |
شهربابک در جشنواره ی توانمندی های سازمان های مردم نهاد

 

گزارش تصویری حضور شهربابک

در نخستین جشنواره

توانمندی های سازمان های مردم نهاد:

 

 

 

نخستین جشنواره توانمندی های سازمان های مردم نهاد (سمن)، از تاریخ 29 تیر لغایت 4 مرداد 87، با حضور بیش از 100 سازمان مردم نهاد از سراسر کشور، در شهر کرمان ...

 

 

 

 

(ادامه ی مطلب را بخوانید ...)

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/05/07ساعت 4:11 توسط ترز |